سفر زمینی به ترکمنستان و ازبکستان - روز سیزدهم

خوب ما یکی دو روز قبل با یه ایرانی آشنا شده بودیم که از سال 1991 در این کشور زندگی میکنه و چون برنامه خاصی نداشتیم قرار شد مارو به بازاری ببره که یه چیزی مثل سداسمال خودمونه یکم هم دور بود تو این بازار هرچیزی بگین بود از لنگه کفش بگیر تا ملخ هواپیما... یه قسمت عتیقه هم داشت ... مردم به خاطر فقر هرچی دارن میفروشن انواع و اقسام چینی های مختلف و ... مطلب جالب اینکه در زمان جنگ جهانی دوم یه اقلیت آلمانی به ازبک کوچ میکنن که هنوز هم هستن و زندگی میکنن و همین طور یه اقلیت کره ای هم در ازبک هستن که در زمان جنگ کره به اینجا اومدن کلا" اقلیت کره ای رو تو تاشکند حس میکنید و در واقع بعد از روسها طبقه دوم این جامعه هستن... به نظر من البته جالبه در این بازار به ما گفتند ظروف و تزئینات چینی که از آلمان به این کشور اومده رو آلمانیها میان میخرن و به کشور خودشون برمیگردونن... همینطور گرجی ها هر اونچه که به استالین مربوط باشه رو میخرن و به کشور خودشون میبرن میدونید که استالین زادگاهش تو گرجستانه و اصالتا" گرجیه اگه بعدا وقت بشه سفرنامه گرجستان رو بنویسم کامل توضیح خواهم داد... بهرحال یه قسمت هم مربوط به حیوانات بود که جالب بود انواع اقسام پرنده و سگ و گربه وجود داشت... بعد از بازدید از این بازار رفتیم به دیدن برج مخابراتی تاشکند البته در واقع برای ناهار رفتیم چون اونجا آدرس جایی رو داده بودن به نام پلو مرکزی ... رفتیم و غذای سنتی رو خوردیم بد نبود... چون برنامه نداشتیم به هماهنگی تور تصمیم گرفتیم برنامه خیوا رو اجرا کنیم پس موفق شدیم بلیط بگیریم برای خیوا و البته برگشت هم روز بعد صبح بود

/ 0 نظر / 35 بازدید